حسين قرچانلو
325
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
تأسيس كردند . سپس قسمت شرقى آن تحت استيلاى دولت كارتاژ درآمد . پس از مدتى ، روميان كه به ناحيهء تل نظر داشتند ، در جنگهاى نوميديا و موريتانيا شركت كردند و پس از برانداختن دولت كارتاژ ( در 146 ق . م ) وارد اين سرزمين شدند . زمانى كه مسيحيت در امپراتورى روم رواج يافت ، سواحل افريقاى شمالى جزئى از امپراتورى روم بود . پيروزيهاى واندالها ، دست روميها را كوتاه كرد و اگرچه در 534 م امپراتورى بيزانس قسمتى از افريقاى رومى را بازگرفت ، استيلاى آن دولت استوار نبود و تمدن و فرهنگ رومى در افريقاى شمالى تجديد حيات نكرد . در اواسط قرن اول هجرى ( قرن 7 م ) اعراب مسلمان به افريقاى شمالى تاختند و بتدريج دين اسلام و زبان عربى در ميان بربرها رواج يافت . « 1 » اين شهر در اواخر قرن سوم هجرى / قرن دهم ميلادى به دست بربرها در محل شهر قديمى رومى ايكوسيوم « 2 » ساخته شد . پس از تسلط عثمانيها بر آنجا در 1518 م ، شهر اهميت يافت . از پايگاههاى دريازنان بود ، و اروپاييان چند بار براى سركوبى دزدان به آنجا لشكركشى كردند . فرانسويان در 1830 م آنجا را اشغال كردند ، و سپس شهر جديد را در امتداد بندرگاه ساختند . اين شهر در جنگ جهانى دوم ، در نوامبر 1942 ، به تصرف متفقين درآمد و مركز ستاد ژنرال دوگل شد . « 3 » الجزاير در دوران اسلامى به لحاظ اسكان قبيلهء بنى مزغنّه ، به جزاير بنى مزغنّان معروف بود . ابن خلدون مىنويسد : پس از درگذشت زيرى بن مناد ، پسرش ، بلكّين بن زيرى ، به فرمان المنصور اسماعيل فاطمى جانشين پدر شد و به فرمان او اين شهر را كه به بنى مزغنّه انتساب داشت در ساحل دريا پىافكند ؛ از اين زمان به بعد اين شهر به الجزاير يا الجزيره معروف شد . پس از قتل بلكّين ، پسر عمويش ، ناصر بن علناس ، جانشين او شد . وى الجزاير و مرسى الدّجاج را به پسر برادرش ، عبد الله ، داد . « 4 » به نوشتهء اصطخرى : جزيرهء بنى مزغنّا ، شهرى است آبادان و گروهى از بربر آنجا مقام دارند . « 5 » ابن حوقل كه شمال
--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 1 ، ص 204 . ( 2 ) . Ikosium ( 3 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 205 . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 155 و 176 . ( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 41 .